|
02/02/2010
موسوی لاری: «مظلومیت و خویشتنداری» دو ویژگی آرایش سیاسی اصلاح طلبانمتن کامل مصاحبه حجة الاسلام و المسلمین سید عبد الواحد موسوی لاری عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با باشگاه خبر نگاران جوان:
1- قانون مندی و بازگشت به موازین نظام تا چه اندازه می تواند به عنوان راهکار ایجاد تعادل در جامعه نقش داشته باشد؟ باید دید تعامل در جامعه به چه معناست و مفهوم آن چیست چگونه به وجود می آید و چگونه آسیب پذیر می شود؟ تمامی کسانی که عضو جامعه ای شناخته می شوند به صرف عضویت در آن جامعه از حقوقی برخوردار و تکالیفی نیز بر بعهده دارند، این جامعه چه جامعه بسیط و کوچک و چه جوامع بزرگ و پیچیده باشد و اعضاء جامعه چه افراد عادی و بدون مسؤولیت رسمی و چه مدیران و مسؤولان و حکومت گران، همه در این حکم کلی علی السویه هستند. جامعه متعادل جامعه ای است که تمامی کنشگران آن به این مسئله واقف بوده و ایمان داشته و به آن پایبند باشند. ارتباط ملت- دولت و آحاد ملت با یکدیگر با رعایت این اصل کلی و در چارچوب موازین و مواثیق پذیرفته شده تنظیم شود. نه دولت پا از حریم تکالیف خود بیرون نهد و حقوق شهروندان را تضییع نماید و نه شهروندان حقوق و منافع خود را خارج از چارچوب های قانونی جستجو نمایند. عدم تعادل جامعه ارتباط وثیقی با آمیختگی حق و تکلیف و نادیده انگاری تکالیف و مسؤولیت ها توسط دولت مردان یا آحاد جامعه دارد فزون طلبی صاحبان قدرت یا زیاده خواهی و عدم رعایت حقوق دیگران توسط شهروندان تعادل جامعه را آسیب پذیر می کند. پر واضح است که سهم دولت مردان در عدم تعادل جامعه به مراتب جدی تر از آحاد مردم است چرا که دولت مردان برای تحقق خواسته خود و سرپیچی از تکالیفی که بر عهده دارند ابزار کافی در اختیار دارند و شهروندان در بهره مندی از امکانات تمکن کافی ندارند لذا در پاسخ به سؤال شما با تأکید می گویم نه تنها قانونمندی و بازگشت به موازین نظام در ایجاد تعادل جامعه نقش دارد که بر این باورم پایبندی و رجوع به موازین قانونی تنها راه منتطقی برای ایجاد تعادل در جامعه است و جز این راهی وجود ندارد. 2- راهکار و پیشنهاد اصلاحات برای خروج از این وضعیت چیست؟ بنده نه سخنگوی اصلاحات هستم و نه می توانم به نمایندگی از این جریان وسیع و گسترده اظهار نظر نمایم اما بعنوان یکی از آحاد جامعه که توسعه متوازن و موزون جامعه را در گرو مشی اصلاح طلبانه می بینم اعتقاد دارم خروج از وضعیت موجود که متأسفانه علایم نوعی عدم تعادل در مسیر حرکت جامعه به خوبی نمایان است ، در گام نخست منوط به این واقعیت است که حقیقت آنچه در صحنه عمومی اتفاق افتاده است را با تمام ابعاد و زوایا و با واقع نگری و پرهیز از هر نوع خود فریبی شناخته شود. وجود بحران و مشکل مورد اذعان قرار گیرد و دهان باز کردن گسل عدم اعتماد بین دولت و بخش وسیعی از جامعه و چند قطبی شدن جامعه مورد انکار قرار نگیرد. به اعتقاد من درمان این بیماری یعنی بهم خوردن تعادل جامعه زمانی میسر خواهد بود که اصل بیماری مورد اذعان و علل و عوامل آن شناخته شود. به نظر می رسد توجه به نکات ذیل تا حدودی راه خروج از وضعیت موجود را هموار کند: الف) وجود بحران و مشکل مورد اذعان قرار گیرد و عزم واراده متعهدانه برای خروج از بحران همگانی شود. ب) پذیرش ناکارآمدی روشهای سختگیرانه و قهرآمیز و روآوردن به راهکارهای درک متقابل. ج) استفاده از ریش سفیدان و معتمدان برای نزدیک کردن سلایق به یکدیگر و بازداشتن نهادها و سازمان های غیر مسؤول در میدان داری عرصه های سیاسی. د)پایان بخشی به شرایط استرس زای کنونی و آزادی عمل دستگاه قضایی برای استفاده از روشهای قانونی مثل دادگاه های علنی با حضور هیأت منصفه در محاکم سیاسی. ه) میدان دادن به نهادهای مدنی و تشکل های سیاسی، صنفی، شناسنامه دار و اجتناب از برخورداری های سلیقه ای و تسهیل امر اطلاع رسانی. ر) بهره گیری از ظرفیت های قانونی برای حضور مجدد پیش کسوتان عرصه سیاست همراه با کند کردن تیغ تیز نو کیسگان تازه به دوران رسیده و پایان بخشی به صحنه گردانی عناصر افراطی. ز) ارائه مکانیزم مناسب و کارآمدی برای گردش نخبگان و تأسیس نهاد ملی انتخابات که هم در تعرض با اصول قانون اساسی نباشد(در صورت لزوم بهره گیری از مجمع تشخیص مصلحت نظام) و هم از فرو غلطیدن در دام رفتارهای جناحی مصون باشد. نهادی که نماد حضور تمامی سلیقه های به رسمیت شناخته شده نظام بوده و اعتماد خدشه دار شده را باز گرداند. طراحی چنین نهادی با رعایت اصول پذیرفته شده قانونی برای کارشناسان این حوزه مقدور بوده و اینجانب برای عملیاتی شدن این مهم اعلام آمادگی می کنم. 3- با توجه به اتفاقات پس از انتخابات، اصلاح طلبان قصد ادامه دادن به فعالیت حزبی را ندارند با توجه به این که عده ای معتقدند که اصلاح طلبان نباید در انتخابات آتی شرکت کنند. اصلاح طلبانی که رسالت خود را اصلاح امور، مقابله با کژی ها و استوار نمودن هنجارهای نظام اسلامی می دانند، قطعاً از این مهم دست نمی کشند مگر این که راهها و روزنه ها به روی آنان بسته شود. 4- چه راه حل هایی برای جدا سازی اصلاح طلبان واقعی از تندروها و رادیکال ها وجود دارد اصولاً در تمام گروه های سیاسی این جدا سازی چگونه باید صورت گیرد؟ چناچه کانال های صحیح اطلاع رسانی گشوده مانده و ابزارهای ابراز عقیده و بیان دیدگاه ها از انحصار بیرون بیایید، صدا و سیما که رسانه ملی است با ملت همراهی کند و در نهایت شرایطی پدید آید که معتدل ها ظهور و بروز بیشتری داشته باشند، خود به خود حضور عناصر افراطی در دو سوی ماجرا کمرنگ شده و جدا سازی مورد نظر اتفاق خواهد افتاد. 5- از نظر جنابعالی اصلاح طلبان واقعی چه کسانی هستند و برای حوادثی که روی داده چه رویکردی را باید اتخاذ کنند؟ به اعتقاد من اصلاح طلبان واقعی کسانی هستند که معتقدند باید از ظرفیت های قانونی برای مقابله با تحریف های نظری و عملی پدید آمده در اداره جامعه استفاده کرد، اصول مهجور مانده یا به تحریف کشیده قانون اساسی را احیا کرد و بر حقوق اساسی ملت در برابر نگاه های اقتدارگرایانه که مولودی جز خشونت، طرد و نفی ندارد، تأکید ورزید. 6- در شرایط فعلی آرایش سیاسی اصلاح طلبان باید به چه صورتی باشد؟ در شرایط فعلی آرایش سیاسی اصلاح طلبان دارای این دو ویژگی است: مظلومیت و خویشتنداری. مظلومیت به این دلیل که تمامی ابزارهایی که می بایست در جهت دفاع از اهداف و آرمان های انقلاب به کار گرفته شود، علیه اینان که عمدتاً از بانیان انقلاب هستند به کار گرفته می شود. خویشتنداری از این رو که آنان نمی خواهند با رفتارهای افراطی دست آورد خود و پیشینیانشان را بر باد دهند. 7- شکل گیری گروه جدید از جریانات موجود چقدر متصور است؟ جسته و گریخته از بعضی حامیان دولت شنیده شده است که اینان نه خود را در اردوگاه اصولگرایی و بالطبع نه در اردوگاه اصلاح طلبان تعریف می کنند و شاید بی میل نباشند که خرج خود را از اصولگرایان جدا کنند و در هوای گروه و جبهه جدید مشی متفاوت اتخاذ نمایند. اما به نظر من این امر تحقق یافتنی نیست، چراکه جریان حامی دولت بدون تکیه بر سوابق جناح راست و اصولگرا قوام و دوامی نخواهد داشت، هر چند اختلافات و تضادهایی میان آنها وجود دارد. 8- سکوت برخی احزاب اصلاح طلب را در این حوادث های پیش آمده چگونه ارزیابی می کنید؟ به اعتقاد من تمامی احزاب اصلاح طلب خواهان اصلاح، نظرات خود را بیان کرده اند و سکوتی مشاهده نمی شود. 9- نظر شما در خصوص بیانیه اخیر مهندس موسوی چیست؟ مهندس موسوی با این بیانیه نشان داد که اولاٌ از پختگی و ورزیدگی سیاسی بالایی برخوردار است و ثانیاً حرکت در چارچوب نظام و تاکید بر اصالت های آن را می خواهد. 10- نظر شما درباره حوادث روز عاشورا چیست؟ حوادث شب و روز عاشورا امسال برای تمامی دلسوزان جامعه و شیفتگان اهل بیت از جهات عدیده تلخ و ناگوار بود که باید بصورت مستوفی به آن پرداخت. 11- اصلاح طلبان واقعی معتقدند وجود برخی افکار تندرو جبهه اصلاحات باعث شد که چهره اصلاح طلبان کمرنگ شود برای این که اصلاح طلبان از تفکر برخی از افراد رهایی پیدا کنند جنابعالی چه راهکاری برای جبهه اصلاحات تعریف می کنید؟ همین نگرانی بود که آقای خاتمی از اصلاح طلبان همراه و همفکر ایشان در دو، سه سال اخیر با صرف وقت فراوان و تشکیل جلسات هم اندیشی اصول دیدگاه های اصلاح طلبانه خود را تبیین و قرائت مورد قبول خود از اصلاحات را مشخص کردند تا ضمن احترام به حق اظهار نظر دیگران، مراد و مقصد این جمع از اصلاحات مشخص شود. البته آنان که جز مقابله با حرکت اصلاح طلبانه به هر شکل و به هر قیمت به چیزی دیگر فکر نمی کردند، هرگز به این منشور توجه نکرده، ترجیح دادند که ذهنیات خود یا قرائت های ناتمام از حرکت اصلاح طلبانه را مورد عمل قرار دهند و بر تمامی داشته ها و اندوخته های جمع کثیری از مردم بتازند. من همیشه آرزو می کنم که جریان اصولگرایی نیز به تبیین دیدگاه خود بپردازد و خرج خود را از تریبون داران هتاکی که حریم حرمت سیدالشهدا را نیز نگه نداشتند و از تریبون ها و منابر متعلق به آن حضرت آبروی پاکان را نشانه می روند، جدا کنند. از ظاهرگرایان قشری که عقیده مهدویت را نه تنها به عنوان اوج مسؤولیت شناسی شیعه، بلکه وسیله ای برای خط کشی های تفرقه افکنانه قرار داده اند، تبری بجویند و بهره گیری کاسبکارانه از مقدسات را برای همیشه ممنوع اعلام نمایند. آرزو داشته و دارم که عناصر ریشه دار اصولگرا، تازه به دوران رسیده ها را در انجام کارهایی که به تجزبه جامعه منتهی می شود یاری نکنند و با ارائه منشوری شبیه آنچه که آقای خاتمی و دوستانش ارائه کردند و قرائت خود را از اصلاح طلبی مشخص کردند اینان نیز قرائت خود را از اصولگرایی مشخص کنند. با تأسف فراوان می گویم که عناصر اصیل اصولگرایی نه تنها به این مسایل توجه نمی کنند بلکه با نوعی فرافکنی و پررنگ کردن حرکات افراطی بعضی مدعیان اصلاحات، سعی در سرپوش نهادن بر نحله های شدیداً افراطی پنهان شده پشت اصولگرایی دارند. 12- برخی ها معتقدند اصلاح طلبان برای بازگشت به قدرت نیاز به پوست اندازی دارند به نظر شما در چه بخشی باید این پوست اندازی صورت گیرد؟ متأسفانه آتش طرد و حذف بعضی از دست اندکاران اداره کشور چنان زبانه کشیده است که پوست و مغز را سوزانده است. بهترین یاران امام و انقلاب را عامل بیگانه معرفی کرده اند و هر حرکتی که با خواسته های افراطی آنان منطبق نباشد را خروج از دین پنداشته و از تربیون های رسمی به سرمایه های اجتماعی کشور تاخته اند. لذا پیش از آنکه پوست اندازی اصلاح طلبان مطرح باشد، می بایست بازار مکاره تکفیر و تفسیق تعطیل شود تا امکان تفکیک پوست و مغز فراهم شود. 13- وزیر کشور از تغییر قانون احزاب خبر داده با توجه به این که شما روزی در منصب وزارت کشور بودید در حال حاضر لزوم تغییر قانون احزاب در کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟ متناسب سازی قوانین با روند حرکت جامعه و روزآمد نمودن آن نشان پویایی، بالندگی و زنده بودن جامعه است. تمامی قوانین برخاسته از ذهن و فکر بشر اگر متناسب با شرایط روز و تغییر و تبدیل موضوعات مرتبط به جامعه مورد بازنگری قرار نگیرد و شرایط زمان و مکان در آن لحاظ نشود به واماندگی اجتماع کمک می کند. بنابراین حتماً در مقاطع مختلف باید اصلاح و بازنگری در قوانین صورت گیرد تا جامعه دچار رکود نشود اما باید دید که بازنگری و تجدید نظر در قوانین چرا و به چه منظور صورت می گیرد؟ رفع مشکل قانونی برای پویایی بیشتر جامعه است یا تنظیم قانون برای تأمین خواسته فردی یا جناحی؟ به عقیده من احزاب و تشکلها مدنی توسط مدیران جدید اجرایی چندان به رسمیت شناخته نشده اند و از قوانین موجود جهت حمایت از آنها استفاده نشده است نه تنها این مهم صورت نگرفته است بلکه محدودیت هایی برای آنها ایجاد شده، بنابراین بنظر نمی رسد بازنگری در قانون احزاب در جهت به کارگیری نظام تحزب در تقویت مردم سالاری و حمایت از نهادهای مدنی باشد. بیم آن می رود که نیمه رمقی که از احزاب شناسنامه دار و قانونی باقی مانده است نیز از بین برود. |